بیا که از هجرت چون اسپندی بر آتشم.

یوسف فاطمه!

کی طنین دلنواز انا بقیه ا... تو از کعبه مقصود جانها را معطر می نماید. کی کعبه به خود می بالد و زمین بر قامت دلربایت طواف عشق می گزارد و جان در سعی وصفای نگاه تو محرم می شود و مناسک حج و قربان را بجای می آورد. برای آمدنت تمام دلهای عشاق دنیا را به ضریح چشمهای قشنگ و عباس گونه ات گره زده ایم و در مراسم اعتکاف شبهای فراق برای گرفتن حاجتمان دست به دعا برداشته ایم. آقا جان برای آن لحظه که سبز پوش با پرچم یالثارات الحسین در انتهای افق غباری بپا می شود و تو با ذوالفقار حیدر و سوار بر اسب سفید قصه ها می آیی لحظه ها را بدست باد می سپارم.

بگذار صادقانه بگویم که کهانسالترین آرزوی دلم آرزوی وصال توست!

آرزویی که برای بدست آوردنش تمام کلافهای عمرم را به بازار معشوق فروشان برده ام وخودم را در جرگه خریداران یوسف زهرا (س) قرار داده ام.

نازنینم! تو زیبا ترین دلیل برای شبهای قدر و شب زنده داریهای منی تو ضیاعین و دلیل امن یجیب منی .

آقا جان! می خواهم برایت قصه بگویم . قصه سیب وگندم و مردی که سالهاست در میان مردمک چشمم ایستاده. قصه خوشه خوشه انتظار وچشمانی که درو میکنند. قصه باران و سطرهایی که دلواپس پونه هاست، قصه اسب و خیال آمدن تو در باران، قصه هایی که مشق هر شب من است.

کاش می شد واژه ها را شست و انتظار را تفسیر کرد ولی افسوس...

میدانی مرز انتظار کجاست!؟ آنجا که قطره اشک منتظری سدی از دلواپسی ساخته و قطره قطره انتظار را ذخیره می کند، آنجا که وجودش چون جرعه ای آب از تشنه ای رفع عطش می کند آنگاه که می فرماید اگر شیعیان ما مرا به اندازه قطره ای آب بخواهند هر لحظه ظهور من نزدیکتر می شد.

حس می کنم نزدیکی آنقدر نزدیک که با آمدن یک نسیم تو را احساس کرد و بویید.

خوب می دانم که آخر دل سنگ و طلسم نحس قصه را می شکنی وآنگاه زمان وصل و جان نثاری می رسد.

پس بیا از پس کوچه های انتظار ، بیا که شعرهایم بی قافیه مانده اند، بیا که با آمدنت گم میشود در تبسم تو بغض چندین ساله ام، بیا که غزلهایم مضمون ندارند ومثنوی عشق نا تمام است

محبوبم! هر روز که میگذرد بیشتر از قبل دلم برایت تنگ می شود. عشق تو سراسر وجودم را فرا گرفته و اگر دلم را بشکافی بر لوح آن نام تو حک گردیده و اکنون ای بهار عشق! می ترسم از خزان عمر, ترسم از ندیدن است بگو که تا خزان من آیا فرصت بهار دیدن است؟

یابن الزهرا! "لیت شعری أین استقرت بک النوی". کاش میدانستم که کجا و کی دلها به ظهور تو آرام خواهند گرفت.

بنفسی أنت!

به جانم سوگند که تا طلوع صبح صادق به انتظارت خواهم ماند و لحظه ها را با تمام سنگینی به دوش می کشم وسکوت ثانیه ها را به ازای فریاد زمان تحمل می کنم فقط برای رسیدن به لحظه با شکوه وصالت .

آقا جان!

در وادی انتظار زمان را بنگر که چگونه از هجر تو همچون شمع ذره ذره آب می گردد، کی می آیی که قطره ها به دریا بپیوندند؟ خیبر گشای فاطمه(س) کی می آیی؟

کی می آیی که کران تا بیکران دلم را برایت چراغانی کنم و چشمانم را فرش قدومت نمایم؟

بیا که بهار بی صبرانه مشتاق آمدن توست و قلبم جویبار اشکهایی که هرروز وشب برای فراق تو ریخته می شوند.

یاس سفیدم! بیا که با ظهورت آیه"والنهار اذا تجلی" تأویل گردد بیا که چشمه سار وجودم سخت خشکیده و فریاد العطش برآورده، بیا تا از نرگس چشمانت عطری برای سجاده ام بگیرم ، بیا و مرا زائر شهر قاصدکها کن، بیا...

دلم برای ورود هر عشقی غیر از عشق تو بن بست است و دیده ام جز برای فراق تو نمی بارد. بیا که هجر تو آیه"ان عذابی لشدید" را تفسیر می نماید. آقا جان! بحق کوچه و چادر خاکی بیا، بیا و رأس سبز شاپرکهایی باش که در جستجوی قبر یاس سرگردان کوچه های هاشمیند.

ای پیدا ترین پنهان من!

تا تو بیایی مروارید چشمانم را برای سلامتیت صدقه می دهم وبرای آمدنت روزه سکوت می گیرم وبا جام وصال تو افطار می نمایم. نذر کرده ام که بیایی تا جان شیرین را فرش قدمهایت نمایم. پس بیا که نذر خود را ادا کنم.

ای آفتاب عمر!

تا تو بیایی انتظار را قاب میکنم و بر لوح دلم می کوبم. فریاد را حبس می کنم و به سکوت اجازه حضور می دهم. در نبود تو جام تلخ فراق را سر می کشم و سر به دوش هجران می نهم وبرای آمدنت دعا می کنم. به امید آنروز هزار و صد و هفتاد و سومین شمع را روشن می کنیم ومنتظرت می مانیم.

به خدای کعبه می سپارمت وسبد سبد نرگس ویاس چشم براهی میکنم.

کاش می شد که خدا

اجازه ظهورت می داد

کاش می شد

که در این دیار غربت

و میان موج غمها

به سکوت سرد وسنگین

رخصت خاتمه می داد

کاش می شد

جمعه ما

شاهد ابروی زیبای تو می شد

دیده نا قابل ما

فرش کیسوی تو می شد

کاش می شد

انتظار منتظر بپایان رسد

وهوا میزبان یاسها و

نسترنها

خاک پای مهدی زهرا شود

کاش می شد

تو هم از انتظار خسته شوی و

برای فرج دعا کنی

کاش می شد...


                                                                              التماس دعا